چرا انتخاب وندور یک تصمیم استراتژیک برای سازمانهای بزرگ است؟
انتخاب وندور در سازمانهای بزرگ دیگر صرفاً یک تصمیم برای خرید نرمافزار نیست. زمانی که یک سازمان برای سیستمهای ERP، CRM، مرکز تماس، هوش تجاری (BI) و سایر سامانههای کلیدی خود تصمیمگیری میکند، در واقع بخشی از معماری فناوری، فرآیندهای عملیاتی و مسیر توسعه آینده خود را نیز انتخاب کرده است.
در بازار ایران، این تصمیم اهمیت بیشتری پیدا میکند. بسیاری از سازمانها برای سالها با یک یا چند سامانه اصلی کار میکنند و تغییر یک سیستم، به دلیل وابستگی دادهها، فرآیندها، آموزش کاربران و یکپارچهسازیها، ساده نیست. بنابراین سؤال اصلی فقط این نیست که «کدام نرمافزار بهتر است؟» بلکه باید پرسید:
آیا برای تمام نیازهای سازمان، یک وندور انتخاب کنیم یا برای هر حوزه تخصصی، وندور مناسب همان حوزه را داشته باشیم؟
پاسخ به این سؤال برای همه سازمانها یکسان نیست.
برای یک شرکت کوچک یا متوسط که فرآیندهای نسبتاً سادهای دارد، استفاده از یک اکوسیستم یکپارچه میتواند مزیت داشته باشد؛ زیرا مدیریت قراردادها، پشتیبانی، آموزش و ارتباط بین سامانهها سادهتر میشود. اما با افزایش اندازه سازمان، پیچیدگی فرآیندها و اهمیت هر یک از حوزههای تخصصی، موضوع تغییر میکند. یک سازمان Enterprise ممکن است در ERP به قابلیتهای بسیار تخصصی نیاز داشته باشد، در CRM نیازمند امکانات متفاوتی باشد، مرکز تماس آن به یک پلتفرم تخصصی برای مدیریت تعاملات مشتری احتیاج داشته باشد و در حوزه BI نیز از یک راهکار مستقل برای تحلیل دادههای کل سازمان استفاده کند.
در چنین شرایطی، استفاده از Multi Vendor یا Best-of-Breed میتواند انعطافپذیری بیشتری ایجاد کند؛ البته به شرط آنکه معماری Integration، مدیریت داده و حاکمیت فناوری اطلاعات از ابتدا بهدرستی طراحی شده باشند.

Single Vendor و Multi Vendor دقیقاً چه تفاوتی دارند؟
مدل Single Vendor یا Suite:
در مدل Single Vendor، سازمان تلاش میکند بخش قابلتوجهی از نیازهای نرمافزاری خود را از یک شرکت یا یک اکوسیستم نرمافزاری تأمین کند. برای مثال، یک وندور ممکن است مجموعهای از راهکارهای ERP، CRM، منابع انسانی، اتوماسیون و حتی BI را در اختیار سازمان قرار دهد.
مزیت اصلی این مدل، سادگی نسبی است. محصولات یک مجموعه معمولاً با هدف همکاری با یکدیگر طراحی شدهاند و سازمان با تعداد کمتری از تأمینکنندگان، قراردادها و تیمهای پشتیبانی مواجه خواهد بود.
مدل Multi Vendor یا Best of Breed:
در مقابل، در مدل Multi Vendor، سازمان برای هر حوزه مهم، بر اساس نیاز و تخصص همان حوزه، وندور انتخاب میکند. برای نمونه:
- ERP از یک وندور تخصصی
- CRM از یک وندور تخصصی
- Contact Center از یک وندور تخصصی
- BI از یک وندور تخصصی
در این مدل، سازمان الزاماً به دنبال یک شرکت برای همه چیز نیست؛ بلکه تلاش میکند برای هر مسئله مهم، مناسبترین راهکار را انتخاب کند.
بنابراین انتخاب میان Single Vendor و Multi Vendor باید متناسب با اندازه، پیچیدگی و نیازهای سازمان انجام شود. برای بررسی عمیق تفاوت Single Vendor و Best-of-Breed و تاثیر این دو رویکرد بر رشد سازمانهای Enterprise، مقاله Single Vendor یا Best-of-Breed را بخوانید.
کمپانی BCG نیز در بررسی استراتژی نرمافزارهای سازمانی، همین دو رویکرد را در قالب Suite و Best-of-Breed مطرح میکند: در مدل Suite چند کاربرد مختلف از یک ارائهدهنده و در مدل Best-of-Breed، برای هر عملکرد کسبوکار میتوان راهکار تخصصی متفاوتی انتخاب کرد.
Resource: BCG/Publications
آیا اندازه سازمان، تعیینکننده Single Vendor و Multi Vendor است؟
تا حدی بله، اما اندازه سازمان بهتنهایی معیار کافی نیست.
دو سازمان با تعداد کارکنان مشابه ممکن است به دلیل تفاوت در صنعت، تعداد شعب، حجم تراکنش، تعداد مشتریان یا پیچیدگی فرآیندهای عملیاتی، معماریهای کاملاً متفاوتی نیاز داشته باشند.
به همین دلیل، بهتر است به جای اینکه بگوییم: Enterprise باید Multi Vendor باشد.
بگوییم:
هرچه سازمان بزرگتر، فرآیندها تخصصیتر و نیاز به توسعه مستقل هر حوزه بیشتر شود، استفاده از وندورهای تخصصی میتواند مزیت بیشتری پیدا کند.
در مقابل، اگر سازمان بزرگ باشد اما فرآیندهای نسبتاً استانداردی داشته باشد و یک Suite بتواند نیازهای کلیدی آن را با کیفیت مناسب پوشش دهد، Single Vendor نیز میتواند انتخاب منطقی باشد.
این نکته مهم است؛ زیرا حتی کمپانی Gartner نیز در ارزیابی معماری سازمانی بر شناخت روابط و وابستگیهای میان برنامهها، فرآیندها، دادهها و فناوریها تأکید میکند و Integration را یکی از قابلیتهای کلیدی در مدیریت اکوسیستم فناوری میداند.
Resource: Gartner/ReviewsMarket
وقتی تخصص مهم میشود، Multi Vendor چه مزیتی دارد؟
فرض کنیم یک سازمان بزرگ میخواهد چهار بخش اصلی فناوری خود را توسعه دهد: ERP ، CRM ، Contact Center و BI.
در مدل Single Vendor، ممکن است یک شرکت برای هر چهار حوزه محصول داشته باشد. این مدل از نظر مدیریت سادهتر است، اما یک سؤال اساسی وجود دارد:
آیا این وندور در هر چهار حوزه، به یک اندازه تخصص و توان توسعه دارد؟
پاسخ لزوماً مثبت نیست.
ممکن است یک وندور در ERP بسیار قدرتمند باشد، اما راهکار CRM آن متوسط باشد. یا در CRM محصول خوبی داشته باشد، اما مرکز تماس آن نتواند نیازهای پیچیده یک سازمان Enterprise را پوشش دهد.
در مدل Best-of-Breed، سازمان مجبور نیست چنین مصالحهای انجام دهد.
میتواند برای ERP یک وندور تخصصی، برای CRM یک وندور تخصصی دیگر، برای Contact Center یک پلتفرم تخصصی و برای BI نیز یک راهکار مناسب تحلیل داده انتخاب کند.
در اینجا تخصص هر وندور تبدیل به یک مزیت معماری میشود اما بهای این انعطافپذیری، افزایش پیجیدگی Integration است.
چالشهای مدل Multi Vendor؛ چرا Integration حیاتی است؟
اگر سازمان برای ERP، CRM، مرکز تماس و BI چهار وندور مختلف انتخاب کند اما هیچ معماری مشخصی برای تبادل داده میان آنها نداشته باشد، نتیجه الزاماً بهتر نخواهد بود و Multi Vendor بودن بدون یکپارچهسازی سیستمها (Integration) میتواند به مشکل تبدیل شود.
در این حالت ممکن است:
- داده مشتری در چند سیستم تکرار شود؛
- اطلاعات میان CRM و مرکز تماس با تأخیر منتقل شود؛
- گزارشهای BI با دادههای عملیاتی همخوان نباشند؛
- مسئولیت خطاهای Integration میان چند وندور جابهجا شود؛
- هزینه نگهداری APIها افزایش پیدا کند.
بنابراین، Multi Vendor بهخودیخود مزیت نیست. مزیت زمانی ایجاد میشود که سازمان بتواند وندورهای تخصصی مختلف را در قالب یک معماری منسجم کنار هم قرار دهد.
در واقع، در سازمانهای Enterprise، مسئله اصلی دیگر «چند وندور داشته باشیم؟» نیست؛ بلکه این است که چگونه چند وندور تخصصی را بدون ایجاد جزیرههای اطلاعاتی، در یک اکوسیستم یکپارچه مدیریت کنیم؟
این دفیفاً جایی است که معماری Integration ، API ، Enterprise و Data Governance اهمیت پیدا میکنند.
Single Vendor یا Multi Vendor؛ کدام انتخاب برای بخشهای حیاتی سازمان مناسبتر است؟
اگر بخواهیم این تصمیم را در سطح عملیاتی بررسی کنیم، باید ببینیم سازمان در هر یک از حوزههای کلیدی خود چه انتظاری از نرمافزار دارد. ERP، CRM، مرکز تماس و BI اگرچه همگی بخشی از اکوسیستم فناوری سازمان هستند، اما ماهیت و نیازهای تخصصی کاملاً متفاوتی دارند.
در سازمانهای Enterprise، انتخاب میان یک اکوسیستم یکپارچه و استفاده از راهکارهای تخصصی، به عواملی مانند پیچیدگی سازمان، قابلیت توسعه و نیازهای تخصصی هر حوزه بستگی دارد. این موضوع در بحث Single Vendor و Best-of-Breed اهمیت ویژهای پیدا میکند و انتخاب میان این دو رویکرد نیازمند بررسی دقیق مزایا، محدودیتها و اثر آنها بر رشد سازمان است.
به همین دلیل، استفاده از یک وندور واحد برای تمام این حوزهها الزاماً به معنی یکپارچگی بهتر نیست؛ همانطور که استفاده از چند وندور نیز بهتنهایی به معنی معماری بهتر نیست. در ادامه به بررسی مدل مناسب برای بخشهای حیاتی سازمان خواهیم پرداخت.
ERP؛ متمرکز بر یکپارچگی عملیاتی
ERP معمولاً یکی از هستههای اصلی اطلاعاتی سازمان است و فرآیندهایی مانند مالی، منابع انسانی، زنجیره تأمین، خرید و عملیات را پوشش میدهد. در این حوزه، استفاده از یک پلتفرم یکپارچه میتواند مزیت قابلتوجهی داشته باشد؛ زیرا هماهنگی دادهها و فرآیندهای داخلی اهمیت بالایی دارد.
اما حتی در اینجا نیز ممکن است سازمان به سیستمهای تخصصی دیگری نیاز پیدا کند. برای مثال، یک سازمان ممکن است ERP خود را از یک وندور تهیه کند اما برای مدیریت تعاملات مشتری، مرکز تماس یا تحلیل پیشرفته دادهها از راهکارهای تخصصی دیگری استفاده کند.
بنابراین، ERP میتواند هسته معماری باشد، بدون اینکه الزاماً تمام اکوسیستم فناوری سازمان توسط همان وندور تأمین شود.
CRM؛ متمرکز بر تخصص و تجربه مشتری
CRM تنها یک بانک اطلاعاتی از مشتریان نیست. این سیستم در بسیاری از سازمانها به مرکز مدیریت تعاملات فروش، بازاریابی و خدمات مشتری تبدیل شده است.
اگر CRM سازمان با مرکز تماس، کانالهای دیجیتال، سیستم فروش و ابزارهای تحلیلی ارتباط داشته باشد، انتخاب یک راهکار تخصصی میتواند ارزش قابلتوجهی ایجاد کند.
در چنین شرایطی، سؤال اصلی این نیست که آیا CRM همان وندور ERP است؟
سؤال مهمتر این است:
آیا CRM انتخابشده بهترین پاسخ را به مدل تعامل سازمان با مشتری میدهد و آیا میتواند بدون ایجاد وابستگی غیرضروری با سایر سامانهها یکپارچه شود؟
این تفاوت در نگاه، یکی از دلایل مهم حرکت برخی سازمانهای بزرگ به سمت معماری Best-of-Breed است.
مرکز تماس؛ نمونهای روشن از اهمیت وندور تخصصی
مرکز تماس یکی از حوزههایی است که تفاوت میان «داشتن یک قابلیت» و «داشتن یک پلتفرم تخصصی» بیشتر دیده میشود. یک سازمان ممکن است در ERP یا CRM خود، قابلیتهایی برای مدیریت تماس داشته باشد؛ اما نیازهای یک Contact Center Enterprise میتواند بسیار فراتر از برقراری و دریافت تماس باشد.
مسیریابی هوشمند تماس، IVR، مدیریت صف، ضبط و جستوجوی مکالمات، مانیتورینگ عملکرد کارشناسان، Quality Monitoring، داشبوردهای Real-Time، تحلیل KPIها، مدیریت کمپینها، اتصال به CRM و استفاده از AI برای تحلیل مکالمات، همگی میتوانند بخشی از معماری یک مرکز تماس حرفهای باشند.
در چنین شرایطی، اگر مرکز تماس یکی از نقاط تماس حیاتی سازمان با مشتری باشد، انتخاب یک وندور تخصصی Contact Center میتواند منطقیتر از استفاده از یک ماژول عمومی در یک Suite بزرگ باشد. البته این انتخاب زمانی ارزشمند است که نرم افزار مرکز تماس بتواند به شکل استاندارد با CRM، ERP، BI و سایر سامانهها ارتباط برقرار کند. یعنی تخصص نباید به قیمت جزیرهای شدن سیستم تمام شود.
BI؛ عدم وابستگی در لایه تحلیل داده
یکی از مهمترین داراییهای سازمانهای بزرگ، داده است. اما داده زمانی ارزش ایجاد میکند که بتوان آن را از منابع مختلف جمعآوری، استانداردسازی و تحلیل کرد.
در یک سازمان Enterprise، ممکن است اطلاعات مشتری در CRM، اطلاعات تراکنش در ERP، اطلاعات تعاملات در Contact Center و دادههای دیجیتال در پلتفرمهای دیگری ذخیره شوند. اگر BI تنها بتواند دادههای یک اکوسیستم خاص را بهخوبی تحلیل کند، سازمان ممکن است در آینده با محدودیت مواجه شود.
به همین دلیل، معماری BI باید تا حد امکان بتواند دادههای چندمنبعی را دریافت و تحلیل کند. در اینجا نیز مسئله اصلی تعداد وندورها نیست؛ مسئله این است که آیا سازمان مالک معماری داده خود است یا به ابزار وندور وابسته شده است.
ریسک Vendor Lock-in و راهکار مقابله با آن
یکی از مهمترین ریسکهای Single Vendor، وابستگی تدریجی به اکوسیستم وندور است.
در ابتدا، همهچیز ساده به نظر میرسد: یک قرارداد، یک تیم پشتیبانی و چند محصول که با یکدیگر ارتباط دارند. اما چند سال بعد، سازمان ممکن است فرآیندهای خود را بر اساس همان محصولات طراحی کرده باشد، دادههای زیادی در سیستم ذخیره شده باشد، APIهای اختصاصی ایجاد شده باشند و کارکنان نیز آموزشهای گستردهای دیده باشند.
در این شرایط، تغییر وندور دیگر صرفاً «خرید یک نرمافزار جدید» نیست. سازمان باید هزینه Migration، انتقال داده، آموزش، بازطراحی Integration و مدیریت تغییر را نیز بپردازد. از طرف دیگر، Multi Vendor نیز کاملاً از Lock-in مصون نیست. ممکن است سازمان به جای Vendor Lock-in، به Integration Lock-in گرفتار شود؛ یعنی وابستگی اصلی نه به یک محصول، بلکه به مجموعهای از اتصالها، Middlewareها و سفارشیسازیهایی باشد که بین چند سیستم ایجاد شدهاند.
بنابراین، راهکار واقعی، صرفاً چند وندور داشتن نیست. راهکار، معماری باز، APIمحور و قابل توسعه است.

در نهایت Single Vendor یا Multi Vendor؟
برای سازمانهای کوچک و متوسط با فرآیندهای نسبتاً ساده، Single Vendor میتواند انتخابی منطقی، اقتصادی و کمریسک باشد. اما زمانی که سازمان به یک Enterprise پیچیده تبدیل میشود و حوزههایی مانند ERP، CRM، Contact Center و BI هرکدام نقش استراتژیک پیدا میکنند، استفاده از وندور تخصصی برای هر حوزه میتواند مزیت بیشتری ایجاد کند.
در این شرایط، Multi Vendor به سازمان اجازه میدهد بهترین راهکار را برای هر بخش انتخاب کند، بدون اینکه مجبور باشد کیفیت یک حوزه را به دلیل محدودیت حوزه دیگر قربانی کند. اما این مزیت فقط زمانی واقعی است که سازمان بتواند Integration، Data Governance، امنیت و معماری Enterprise را بهدرستی مدیریت کند.
بنابراین، هدف نباید این باشد که سازمان «تا حد امکان وندور بیشتری» داشته باشد.
هدف باید این باشد که:
برای هر قابلیت حیاتی، بهترین راهکار تخصصی انتخاب شود و همه این راهکارها در یک معماری یکپارچه و قابل توسعه کنار یکدیگر قرار بگیرند. این همان نقطهای است که مرز میان یک سازمان دارای چند نرمافزار و یک اکوسیستم فناوری سازمانی مشخص میشود.
جمعبندی و راهکار هوشمندانه برای سازمانهای Enterprise
Single Vendor و Multi Vendor دو انتخاب کاملاً متضاد و صفر و یکی نیستند. بسیاری از سازمانهای بزرگ در عمل به سمت یک مدل Hybrid حرکت میکنند؛ یعنی بخشهایی را که نیاز به یکپارچگی و استانداردسازی بیشتری دارند، در یک Suite یا اکوسیستم متمرکز میکنند و در حوزههایی که تخصص و مزیت رقابتی اهمیت بیشتری دارد، از وندورهای تخصصی استفاده میکنند.
در این مدل، ERP میتواند هسته اصلی عملیات باشد، CRM وظیفه مدیریت ارتباط با مشتری را بر عهده بگیرد، یک پلتفرم تخصصی Contact Center تعاملات صوتی و دیجیتال را مدیریت کند و BI دادههای حاصل از تمام این سیستمها را در یک لایه تحلیلی تجمیع کند.
در نهایت، معیار موفقیت معماری فناوری سازمان تعداد وندورها نیست؛ بلکه میزان تناسب هر راهکار با نیاز سازمان، قابلیت یکپارچهسازی سیستمها، مالکیت داده و امکان توسعه آن در آینده است.
برای یک Enterprise، انتخاب وندور باید با یک سؤال ساده شروع شود:
کدام معماری به سازمان اجازه میدهد در پنج سال آینده سریعتر رشد کند و در عین حال، کمترین وابستگی غیرضروری را ایجاد کند؟
پاسخ این سؤال ممکن است برای هر سازمان متفاوت باشد؛ اما در حوزههایی که تخصص و کیفیت عملکرد مستقیماً روی تجربه مشتری و عملیات سازمان اثر میگذارد، انتخاب یک وندور تخصصی میتواند بخش مهمی از این معماری باشد.
انتخاب تخصصی برای زیرساخت ارتباط با مشتری
مرکز تماس یکی از بخشهایی است که کیفیت فناوری آن مستقیماً بر تجربه مشتری، بهرهوری کارشناسان و کیفیت دادههای سازمان تأثیر میگذارد. به همین دلیل، انتخاب پلتفرم مرکز تماس نباید صرفاً بر اساس این معیار باشد که آیا این قابلیت در یک Suite نرمافزاری وجود دارد یا خیر؛ بلکه باید بررسی شود که آیا راهکار انتخابشده میتواند نیازهای امروز و مسیر رشد آینده سازمان را پوشش دهد و در عین حال، با ERP، CRM، BI و سایر سامانههای سازمان بهصورت استاندارد یکپارچه شود.
مشاوره و راهکارهای تخصصی مرکز تماس سازمانی تلسی
اگر سازمان شما در حال بازطراحی معماری مرکز تماس، انتخاب یک پلتفرم جدید یا یکپارچهسازی Contact Center با CRM و سایر سامانههای سازمانی است، بررسی راهکارهای تخصصی تلسی میتواند نقطه شروع مناسبی برای تصمیمگیری سازمان شما باشد. برای بررسی بیشتر نیازهای فنی و عملیاتی سازمان خود، درخواست دمو نرمافزار تخصصی مرکز تماس تلسی را ثبت کنید.
سوالات متداول
آیا Multi Vendor برای همه سازمانهای Enterprise در ایران انتخاب بهتری است؟
خیر. Enterprise بودن سازمان بهتنهایی به معنی مناسب بودن Multi Vendor نیست. پیچیدگی فرآیندها، میزان تخصص موردنیاز، توان تیم فناوری اطلاعات، اهمیت هر سیستم و قابلیت Integration باید در تصمیمگیری لحاظ شود. برای برخی سازمانها Single Vendor یا یک مدل ترکیبی میتواند منطقیتر باشد.
چه زمانی استفاده از Multi Vendor برای یک سازمان Enterprise منطقیتر است؟
زمانی که سازمان برای حوزههای مختلف به قابلیتهای تخصصی نیاز دارد و یک Vendor نمیتواند همه این نیازها را با سطح کیفیت مورد انتظار پوشش دهد. در چنین شرایطی، استفاده از وندور تخصصی برای حوزههایی مانند ERP، CRM، مرکز تماس یا BI میتواند انعطاف و عمق بیشتری ایجاد کند؛ مشروط به اینکه معماری Integration از ابتدا بهدرستی طراحی شود.
آیا استفاده از چند Vendor هزینه فناوری سازمان را افزایش میدهد؟
ممکن است. Multi Vendor میتواند هزینههایی مانند Integration، مدیریت قراردادها، آموزش، پشتیبانی و هماهنگی میان تأمینکنندگان را افزایش دهد. اما این هزینه لزوماً به معنی گرانتر بودن Multi Vendor در بلندمدت نیست؛ اگر یک Vendor تخصصی بتواند ارزش و عملکرد بسیار بیشتری در یک حوزه حیاتی ایجاد کند، هزینه اضافی ممکن است توجیه اقتصادی داشته باشد. مقایسه باید بر اساس Total Cost of Ownership و ارزش کسبوکاری انجام شود.
در Multi Vendor چگونه میتوان از تبدیل سیستمها به جزیرههای اطلاعاتی جلوگیری کرد؟
با طراحی یک معماری Integration مشخص از ابتدا. استفاده از APIهای استاندارد، مستندسازی رابطها، مدیریت صحیح داده و تعریف مسئولیت هر سیستم در معماری سازمان کمک میکند ERP، CRM، مرکز تماس و BI به جای جزیرههای مستقل، بخشی از یک اکوسیستم یکپارچه باشند.
آیا بهتر است ERP، CRM، مرکز تماس و BI از یک Vendor انتخاب شوند؟
نسخه واحدی برای همه سازمانها وجود ندارد. اگر یک Suite بتواند نیازهای این حوزهها را با کیفیت و انعطاف کافی پوشش دهد، Single Vendor میتواند مزیت داشته باشد. اما اگر هر حوزه برای سازمان اهمیت تخصصی بالایی داشته باشد، انتخاب وندور تخصصی برای هر بخش میتواند گزینه مناسبتری باشد؛ به شرط آنکه Integration و حاکمیت داده بهدرستی مدیریت شوند.
آیا مدل Hybrid میتواند برای سازمانهای Enterprise مناسبتر باشد؟
بله. در مدل Hybrid، سازمان الزام ندارد همه سیستمها را از یک Vendor یا همه را از Vendorهای مستقل انتخاب کند. برای مثال ممکن است ERP در یک اکوسیستم متمرکز باشد، اما سازمان برای CRM، مرکز تماس یا BI از راهکارهای تخصصی استفاده کند. این مدل میتواند بین یکپارچگی، تخصص و انعطاف تعادل ایجاد کند.
هنگام انتخاب بین Single Vendor و Multi Vendor، مهمترین معیار برای سازمانهای بزرگ چیست؟
بهتر است تصمیم بر اساس مجموعهای از معیارها گرفته شود: پیچیدگی سازمان، اهمیت فرآیندهای تخصصی، قابلیت Integration، مقیاسپذیری، هزینه کل مالکیت، توان تیم IT، کیفیت پشتیبانی، امکان توسعه و میزان وابستگی به Vendor. مهمتر از تعداد Vendorها، این است که معماری انتخابشده بتواند با رشد سازمان تغییر کند.
آیا انتخاب وندور تخصصی برای مرکز تماس در یک معماری Multi Vendor منطقی است؟
برای سازمانهایی که مرکز تماس بخش مهمی از عملیات و تجربه مشتری آنهاست، استفاده از یک راهکار تخصصی میتواند مزیت داشته باشد؛ بهخصوص زمانی که مرکز تماس به قابلیتهایی مانند مدیریت تعاملات، Routing، Quality Monitoring، Analytics و Integration عمیق با CRM و سایر سامانهها نیاز دارد. در این شرایط، مهم است که مرکز تماس بهعنوان یک سیستم تخصصی اما یکپارچه در معماری سازمان طراحی شود.